Activity Report

ALI FARZAN | علی فرزان
ALI FARZAN | علی فرزان
@alii_farzan
Followers: 96,211Posts: 54Following: 897
View all posts from @alii_farzan
.
کاش من یک گل بودم،
شکوفا می‌شدم،
در باد می‌رقصیدم
و با زیبایی پژمرده می‌شدم

*یه سری تمرین و ویدیو از اردیبهشت ۱۴۰۴

Videographer: @sogol.khoshghadam 
Performer: @alii_farzan 
Sound & Editing: @diaskyoufk
91 3633 48486
Who do you play when no one is around?
17 3956
📷 @sogol.khoshghadam
43 3
33 4372
.
از زمانی به جایی و از جایی به زمانی دیگر.

دی/بهمن/اسفند/۱۴۰۳
34 7204
توالت/ریشه/اتاق کوچک/بالکن/آبی/مامان/خوابیده/بابا،می‌خوام یکم بخوابم/پنجره/دوباره توالت/آبی/جاده/خونه‌ها/من/خونه.

اسفند ۱۴۰۳
36 3888
Jack, or The Submission” by Eugène Ionesco

Translated and directed by Bahman Motamedian
@bahmanmotamedian 
@shirin.kazemian 

Tehran-February 2025
49 3772 49576
.
"ژاک یا تسلیم"
•
نویسنده: اوژن یونسکو
مترجم، طراح و کارگردان: بهمن معتمدیان
•
بازیگران(به ترتیب ورود به صحنه): علی فرزان/مهشید کاظمی/سهند رحیم‌بخش/پرنیا حاجی‌بالایی/آرش عباس‌زاده/امیررضا حسن‌پور/عارف موسوی/تنسگل مرادی/ماهرخ رضایی
•
مجری طرح : شیرین کاظمیان
مدیران صحنه : ستایش عابد ، هانیه گلبنی
مدیران تولید : عارف موسوی، امیررضا حسن‌پور
ساخت ماسک و مشاور لباس : ماهرخ رضایی
طراح گرافیک : حسین بیات 
عکاسان : آریا تابندهپور/اردوان اشعریون
•
بهمن ماه هزار و چهارصد و سه
ساعت بیست و سی
خانه‌ی هنرمندان ایران، تماشاخانه‌ی استاد عزت‌الله انتظامی
•
خرید بلیت/ط از سایت تیوال
58 5377
⁨	.
نمایش "ژاک یا تسلیم"
•
نویسنده: اوژن یونسکو
مترجم، طراح و کارگردان: بهمن معتمدیان
•
بازیگران(به ترتیب ورود به صحنه): علی فرزان/مهشید کاظمی/سهند رحیم‌بخش/پرنیا حاجی‌بالایی/آرش عباس‌زاده/امیررضا حسن‌پور/عارف موسوی/تنسگل مرادی/ماهرخ رضایی
•
مجری طرح : شیرین کاظمیان
مدیران صحنه : ستایش عابد ، هانیه گلبنی
مدیران تولید : عارف موسوی، امیررضا حسن‌پور
ساخت ماسک و مشاور لباس : ماهرخ رضایی
طراح گرافیک : حسین بیات 
•
بهمن ماه هزار و چهارصد و سه
ساعت بیست و سی
خانه‌ی هنرمندان ایران، تماشاخانه‌ی استاد عزت‌الله انتظامی
•
خرید از سایت تیوال⁩
43 1644
13 3971
روزایی که گذشت

مامان/بابا/تهران/آمل/شیراز ۱۴۰۳
92 9821
.
هنوز در راه خانه‌ام،
با سرعت قدم برمی‌دارم،
هوا سرد شده،
دستم را در جیب کاپشن چرم همیشگی‌ام می‌کنم، برخورد چیزی تیز و سبک را به نوک انگشتم حس می‌کنم، کاغذ است، آن را بیرون می‌آورم، دست‌نویسی قدیمی‌ای است که سر یکی از کلاس‌های کسل کننده دانشگاه نوشتم؛
"صبر" برای رسیدن به مقصد است.
در "صبر" راه خانه را نمیدانیم.
"انتظار" برای رسیدن به مقصود است.
در"انتظار" راه خانه را میدانیم.
یادم نمی‌آید که چه باعث شد این‌را نوشتم؛
یا اینکه چرا حالا پیدایش کردم؟
با خودم فکر می‌کنم :
"من دیگه منتظر نیستم"
از خیابان رد می‌شوم،
"اما صبر می‌کنم."
به خیابان جدیدی میرسم،
این راه‌را میشناسم؟
نمیدانم.
به راه رفتن ادامه میدهم،
آرام آرام از مقصود دور می‌شوم؛ از همه‌ی چیزهایی که زمانی "من" بودند و دوستشان داشتم.
نزدیک می‌شوم به جایی که همه چیز شروع شد.
نمیدانم به مبدا میرسم یا مقصد جدیدی را پیدا می‌کنم 
یا که گم می شوم؟
البته نگران نیستم، دیگر عادت کرده‌ام؛ من هفته‌ای دوبار در این شهر گم می‌شوم، راستش را بگویم دیگر حتی برایم لذت بخش است.
برایم سرگرمی است.
درس است.
در خیابان‌ها که گم می‌شوم به راهم ادامه میدهم و به همه چیز فکر می‌کنم ؛
"امشب شام چی بخورم؟"
"زود از بقیه خداحافظی کردما، باید توضیح میدادم که عجله دارم و حالم خوب نیست؟"
"الان همه فکر می‌کنن من آدم بد و سردی‌ام؟"
"به دوستام زنگ بزنم؟"
"خرید داروخونه رو یادت نره"
"باید برای خونه نون بگیری"
"جواب پیام بابارو ندادم."
"الان من همه چیز رو پشت سر گذاشتم یا پشت سر گذاشته شدم؟"
"چرا اینقدر فکر می‌کنم؟ چرا هر جایی که هستم اونجا نیستم؟"
"کار درست چیه؟"
"چقدر اذیتم می‌کنی."
"دارم سرما می‌خورم؟"
"نباید کاری کنم؟"
در ذهنم فقط سوال است،
جواب هیچ‌کدام را هم نمیدانم
اما میدانم که حالا چیز دیگری اضافه شده که قبل خواب به آن فکر کنم.
با سرعت بیشتری قدم برمی‌دارم،
هنوز در راه خانه‌ام.
32 3520